<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>روان درمانی پویشی کوتاه مدت</title>
    <subtitle></subtitle>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://istdp.mihanblog.com"/>
    <id>tag:http://istdp.mihanblog.com</id>
    <updated>2012-05-18T13:48:03+01:00</updated>
    <generator>mihanblog.com</generator>
<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://istdp.mihanblog.com/post/atom" />
    <entry>
        <title>عواقب درک سطحی از درونمان </title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://istdp.mihanblog.com/post/42"/>
        <published>2012-01-06T04:37:11+01:00</published>
        <updated>2012-01-06T04:37:11+01:00</updated>
        <id>tag:http://istdp.mihanblog.com/post/42</id>
        <author>
            <name>سمانه  ایجی</name>
        </author>
        <summary>


&amp;nbsp;
 &amp;nbsp;تا وقتی ما شخصاً به این درک نرسیم که افکار بیهوده چه رنجی و عواقبی 
برای زندگی و روان سالم ما دارند، به همین بازی بازی کردن ادامه می‌دهیم. 
اما وقتی خطر را از نزدیک ببینیم و متوجه شویم چطور این یاوه‌افکار مانع 
پرواز و سبکی درونمان می‌شوند، در ترک کردن آن‌ها لحظه‌ای درنگ نمی‌کنیم.&amp;nbsp;
&amp;nbsp; اگر ترکش نمی‌کنیم، برای این است که درکمان در سطح دانستن و شنیدن و یاد گرفتن است، نه حس و بینش شخصی.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nb</summary>
        <content type="html" xml:base="http://istdp.mihanblog.com/post/42"><![CDATA[

<div dir="rtl" style="text-align: right; "><div style="text-align: justify; "><font size="3"><span style="font-family: tahoma,'Times New Roman',serif; "><br>
</span></font></div></div><div dir="rtl" style="text-align: right; font-family: arial,helvetica,sans-serif; "><div style="text-align: justify; "><font size="3">&nbsp;
 &nbsp;تا وقتی ما شخصاً به این درک نرسیم که افکار بیهوده چه رنجی و عواقبی 
برای زندگی و روان سالم ما دارند، به همین بازی بازی کردن ادامه می‌دهیم. 
اما وقتی خطر را از نزدیک ببینیم و متوجه شویم چطور این یاوه‌افکار مانع 
پرواز و سبکی درونمان می‌شوند، در ترک کردن آن‌ها لحظه‌ای درنگ نمی‌کنیم.&nbsp;</font></div></div><div dir="rtl" style="text-align: right; font-family: arial,helvetica,sans-serif; "><div style="text-align: justify; "><font size="3"><br>
</font></div></div><font style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;" size="3">&nbsp; اگر ترکش نمی‌کنیم، برای این است که درکمان در سطح دانستن و شنیدن و یاد گرفتن است، نه حس و بینش شخصی.<br>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; شاد باشید<br></font>






]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>احساس ممنوع 2</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://istdp.mihanblog.com/post/41"/>
        <published>2012-01-05T10:19:42+01:00</published>
        <updated>2012-01-05T10:19:42+01:00</updated>
        <id>tag:http://istdp.mihanblog.com/post/41</id>
        <author>
            <name>دکتر داود  معنوی پور</name>
        </author>
        <summary>خودآگاهی از احساس های ممنوع موجب رشد و تعالی شخصیت است. احساس های ممنوع از ابتدایی ترین دوران زندگی شکل می گیرند و چون کودک دارای ایگو رشدیافته ای نیست به ناچار&amp;nbsp;آنها را سرکوب می کند. سرزندگی و فراوانی انرژی در دوران کودکی و نوجوانی اهرم قدرتمندی برای مقابله با مواد آزارگر ناهشیار هستند و از سوی دیگر دفاع ها فواید ارزشمندی از جمله حفظ یکپارچگی ایگو را بدنبال دارند. اما با ورود به بزرگسالی از ناتوانی تحمل مسائلی که قبلا به راحتی با آنها کنار می آمدیم ما را شگفت زده می کند و ...</summary>
        <content type="html" xml:base="http://istdp.mihanblog.com/post/41"><![CDATA[<P align=justify><FONT size=2>خودآگاهی از احساس های ممنوع موجب رشد و تعالی شخصیت است. احساس های ممنوع از ابتدایی ترین دوران زندگی شکل می گیرند و چون کودک دارای ایگو رشدیافته ای نیست به ناچار&nbsp;آنها را سرکوب می کند. سرزندگی و فراوانی انرژی در دوران کودکی و نوجوانی اهرم قدرتمندی برای مقابله با مواد آزارگر ناهشیار هستند و از سوی دیگر دفاع ها فواید ارزشمندی از جمله حفظ یکپارچگی ایگو را بدنبال دارند. اما با ورود به بزرگسالی از ناتوانی تحمل مسائلی که قبلا به راحتی با آنها کنار می آمدیم ما را شگفت زده می کند و ...</FONT></P>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>احساس ممنوع 1</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://istdp.mihanblog.com/post/40"/>
        <published>2011-12-23T14:36:40+01:00</published>
        <updated>2011-12-23T14:36:40+01:00</updated>
        <id>tag:http://istdp.mihanblog.com/post/40</id>
        <author>
            <name>دکتر داود  معنوی پور</name>
        </author>
        <summary>آیا باید به احساس هایمان توجه کنیم یا فقط زندگی عقلانی را باید پیش بگیریم؟ این جمله که الان احساساتی شدی و بعد پشیمان می شوی برایم بسیار آشناست. تاکید بر عقلانیت تا جایی است که گویا باید احساسات را انکار کرد. اما حقیقت چیز دیگری است. انسان به احساس هایش زنده است. </summary>
        <content type="html" xml:base="http://istdp.mihanblog.com/post/40"><![CDATA[<P align=justify><FONT size=3 face=verdana,arial,helvetica,sans-serif>آیا باید به احساس هایمان توجه کنیم یا فقط زندگی عقلانی را باید پیش بگیریم؟ این جمله که الان احساساتی شدی و بعد پشیمان می شوی برایم بسیار آشناست. تاکید بر عقلانیت تا جایی است که گویا باید احساسات را انکار کرد. اما حقیقت چیز دیگری است. انسان به احساس هایش زنده است. </FONT></P>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>تداوم یک آغاز...</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://istdp.mihanblog.com/post/39"/>
        <published>2011-12-13T19:22:18+01:00</published>
        <updated>2011-12-13T19:22:18+01:00</updated>
        <id>tag:http://istdp.mihanblog.com/post/39</id>
        <author>
            <name>فاطمه نیکو</name>
        </author>
        <summary>نگاه کن،نه درآینه ،نه ازروی عکس هاومیان جمع پر هیاهوی داخل قاب.اینبار از&amp;nbsp;عمق وجودت نگاهی به گذشته بیانداز ،آنجاکه هربار،هراسان ودلهره آمیز به سرعت عبور می کردی ،توقف کن،نگاهی متفاوت بیانداز ،نگاهی از جنس&amp;nbsp;خشم و&amp;nbsp;تشویش وتنفر،اما آغازگروسازنده .اینبارنظاره گردردهاوزخم ها باش،خودت رابه دست خارها بسپار.اصیل باش و متنفر ،شجاع باش ومضطرب.چراکه لازمه تداوم این آغاز،اصالت است&amp;nbsp;وشجاعت است.</summary>
        <content type="html" xml:base="http://istdp.mihanblog.com/post/39"><![CDATA[<P align=justify><FONT size=3>نگاه کن،نه درآینه ،نه ازروی عکس هاومیان جمع پر هیاهوی داخل قاب.اینبار از&nbsp;عمق وجودت نگاهی به گذشته بیانداز ،آنجاکه هربار،هراسان ودلهره آمیز به سرعت عبور می کردی ،توقف کن،نگاهی متفاوت بیانداز ،نگاهی از جنس&nbsp;خشم و&nbsp;تشویش وتنفر،اما آغازگروسازنده .اینبارنظاره گردردهاوزخم ها باش،خودت رابه دست خارها بسپار.اصیل باش و متنفر ،شجاع باش ومضطرب.چراکه لازمه تداوم این آغاز،اصالت است&nbsp;وشجاعت است.</FONT></P>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>احساسات من در کلاس istdp</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://istdp.mihanblog.com/post/36"/>
        <published>2011-10-20T09:54:50+01:00</published>
        <updated>2011-10-20T09:54:50+01:00</updated>
        <id>tag:http://istdp.mihanblog.com/post/36</id>
        <author>
            <name>محمد کرمانی</name>
        </author>
        <summary>ترس از دیده نشدن عنوان شد و تجربه ام در این مورد را برایم تداعی کرد .&amp;nbsp;نه اینکه آن را فراموش کرده باشم ، با مطرح شدن این مسایل در دو جلسه گذشته ،&amp;nbsp; احساسات ته نشین شده و زنگار گرفته وجودم در این مورد تکان خورد و سیال شد .&amp;nbsp;</summary>
        <content type="html" xml:base="http://istdp.mihanblog.com/post/36"><![CDATA[<P style="MARGIN: 0in 0in 0pt" dir=rtl class=MsoNormal align=justify><FONT face=verdana,arial,helvetica,sans-serif><B><SPAN style="FONT-FAMILY: Nazanin; FONT-SIZE: 11pt" lang=FA>ترس از دیده نشدن عنوان شد و تجربه ام در این مورد را برایم تداعی کرد .</SPAN></B><B><SPAN style="FONT-FAMILY: Nazanin; FONT-SIZE: 11pt" lang=FA><SPAN style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</SPAN>نه اینکه آن را فراموش کرده باشم ، با مطرح شدن این مسایل در دو جلسه گذشته ،<SPAN style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </SPAN>احساسات ته نشین شده و زنگار گرفته وجودم در این مورد تکان خورد و سیال شد .&nbsp;</SPAN></B></FONT></P>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>خود افشاگری 4</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://istdp.mihanblog.com/post/34"/>
        <published>2011-10-16T14:35:31+01:00</published>
        <updated>2011-10-16T14:35:31+01:00</updated>
        <id>tag:http://istdp.mihanblog.com/post/34</id>
        <author>
            <name>دکتر داود  معنوی پور</name>
        </author>
        <summary>خودافشاگری که منبع بسیاری از خوبی ها در احوال آدمی است، مستلزم شهامت، جسارت و شجاعتی است که در هیچ بازوی قدرتمندی نمی گنجد وتنها می توان آن را در&amp;nbsp;قلبی بزرگ و زیبا یافت&amp;nbsp;که خودآگاهی فرارونده را به هر قیمتی به دست می آورد. انسانهایی که قلب کوچک&amp;nbsp;(شاید بازویی بزرگ) دارند پنهان کردن احساسات را به هر قیمتی دنبال می کنند و بزرگی خود را در پنهان کاری بیشتر آن جستجو می کنند. وقتی کوس رسوایی احساسات درون به صدا درآید، آرامش بی صدا و آرام&amp;nbsp;به میهمانی وجودمان می آید...&amp;nbsp;&amp;nbsp;</summary>
        <content type="html" xml:base="http://istdp.mihanblog.com/post/34"><![CDATA[<P align=justify><FONT size=3 face=verdana,arial,helvetica,sans-serif>خودافشاگری که منبع بسیاری از خوبی ها در احوال آدمی است، مستلزم شهامت، جسارت و شجاعتی است که در هیچ بازوی قدرتمندی نمی گنجد وتنها می توان آن را در&nbsp;قلبی بزرگ و زیبا یافت&nbsp;که خودآگاهی فرارونده را به هر قیمتی به دست می آورد. انسانهایی که قلب کوچک&nbsp;(شاید بازویی بزرگ) دارند پنهان کردن احساسات را به هر قیمتی دنبال می کنند و بزرگی خود را در پنهان کاری بیشتر آن جستجو می کنند. وقتی کوس رسوایی احساسات درون به صدا درآید، آرامش بی صدا و آرام&nbsp;به میهمانی وجودمان می آید...&nbsp;&nbsp;</FONT></P>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>خود افشاگری 3</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://istdp.mihanblog.com/post/33"/>
        <published>2011-10-14T03:41:55+01:00</published>
        <updated>2011-10-14T03:41:55+01:00</updated>
        <id>tag:http://istdp.mihanblog.com/post/33</id>
        <author>
            <name>دکتر داود  معنوی پور</name>
        </author>
        <summary>آنچه که مانع از افشاگری خاطرات گذشته می شود، همخوانی خاطرات دردناک با اضطراب فراوان است. فرایند رواندرمانی پویشی با ایجاد اضطراب و فشار بر خاطرات همخوان با آن منجر به رهایی خاطرات از بند اضطراب می شود و پس از آن فرد می تواند خاطرات دردناکش را بدون تجربه اضطراب به خودآگاهی بیاورد و هیچ انرژی را صرف پنهان کردن آن خاطرات نکند. به همین دلیل افراد پس از &amp;nbsp;روانکاوی انرژی فراوانی در خود تجربه&amp;nbsp;می کنند. ماهیت اصلی این فرایند بر پاشنه خودافشاگری می چرخد.</summary>
        <content type="html" xml:base="http://istdp.mihanblog.com/post/33"><![CDATA[<P align=justify><FONT size=3 face="georgia,times new roman,times,serif">آنچه که مانع از افشاگری خاطرات گذشته می شود، همخوانی خاطرات دردناک با اضطراب فراوان است. فرایند رواندرمانی پویشی با ایجاد اضطراب و فشار بر خاطرات همخوان با آن منجر به رهایی خاطرات از بند اضطراب می شود و پس از آن فرد می تواند خاطرات دردناکش را بدون تجربه اضطراب به خودآگاهی بیاورد و هیچ انرژی را صرف پنهان کردن آن خاطرات نکند. به همین دلیل افراد پس از &nbsp;روانکاوی انرژی فراوانی در خود تجربه&nbsp;می کنند. ماهیت اصلی این فرایند بر پاشنه خودافشاگری می چرخد.</FONT></P>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>مسیرهای جسمانی اضطراب</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://istdp.mihanblog.com/post/31"/>
        <published>2011-10-12T13:17:14+01:00</published>
        <updated>2011-10-12T13:17:14+01:00</updated>
        <id>tag:http://istdp.mihanblog.com/post/31</id>
        <author>
            <name>فاطمه عسگری</name>
        </author>
        <summary>
&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; 
عضلات مخطط :
این عضلات را به خاطرداشتن نوارهای تیره و روشن درزیر میکروسکوپ عضلات مخطط به علت چسبنده بودن آنها به استخوانها,عضلات اسکلتی و به جهت عملکرد ارادی آنها عضلات ارادی نامیده اند. عصبی که به عضلات مخطط وارد می شود حاوی رشته های حسی و حرکتی است. رشته های عصبی در این عضله از نوع میلین دارو غیرمیلین دار هستند.
&amp;nbsp;</summary>
        <content type="html" xml:base="http://istdp.mihanblog.com/post/31"><![CDATA[<SPAN style="LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: 'Times New Roman', 'serif'; COLOR: black; FONT-SIZE: 11pt; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-themecolor: text1" lang=FA><SPAN dir=rtl>
<P style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Times New Roman', 'serif'; COLOR: black; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-themecolor: text1" lang=FA>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Times New Roman', 'serif'; COLOR: black; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-themecolor: text1" lang=FA>عضلات مخطط :</SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Times New Roman', 'serif'; COLOR: black; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-themecolor: text1" dir=ltr><?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl class=MsoNormal><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Times New Roman', 'serif'; COLOR: black; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-themecolor: text1" lang=FA>این عضلات را به خاطرداشتن نوارهای تیره و روشن درزیر میکروسکوپ عضلات مخطط</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Times New Roman', 'serif'; COLOR: black; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-themecolor: text1" dir=ltr lang=FA><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Times New Roman', 'serif'; COLOR: black; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-themecolor: text1" lang=FA>به علت چسبنده بودن آنها به استخوانها,عضلات اسکلتی و به جهت عملکرد ارادی آنها</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Times New Roman', 'serif'; COLOR: black; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-themecolor: text1" dir=ltr lang=FA><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Times New Roman', 'serif'; COLOR: black; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-themecolor: text1" lang=FA>عضلات ارادی نامیده اند.</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Times New Roman', 'serif'; COLOR: black; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-themecolor: text1" dir=ltr lang=FA><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Times New Roman', 'serif'; COLOR: black; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-themecolor: text1" lang=FA>عصبی که به عضلات مخطط وارد می شود حاوی رشته های حسی و حرکتی است.</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Times New Roman', 'serif'; COLOR: black; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-themecolor: text1" dir=ltr lang=FA><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Times New Roman', 'serif'; COLOR: black; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-themecolor: text1" lang=FA>رشته های عصبی در این عضله از نوع میلین دارو غیرمیلین دار هستند.<o:p></o:p></SPAN></P>
<P style="TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 150%; MARGIN: 0in 0in 10pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl class=MsoNormal></SPAN></SPAN>&nbsp;</P>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>خود افشاگری 2</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://istdp.mihanblog.com/post/27"/>
        <published>2011-10-11T02:48:11+01:00</published>
        <updated>2011-10-11T02:48:11+01:00</updated>
        <id>tag:http://istdp.mihanblog.com/post/27</id>
        <author>
            <name>دکتر داود  معنوی پور</name>
        </author>
        <summary>خودافشاگری که می تواند منجر به رهایی از علائم نوروز شود از نوع ناخودآگاه است. اگر چیزی را که می دانیم و بدان آگاه هستیم را&amp;nbsp;افشا نکنیم (در حضور درمانگر) یک نوع دفاع در برابر نزدیکی انجام داده ایم. منظور از خودافشاگری اصیل و اثر بخش، افشا کردن مواد موجود در ناهشیار است که به سادگی نمی توانیم به آن دست پیدا کنیم و تنها در فرایندهای عمیق ارتباط درمانی قابل دسترس هستند. بنابراین پیش از خودافشاگری، خودآگاهی امری ضروری است. خودآگاهی نیز نیازمند شناسایی دفاع ها و از میان برداشتن آنهاست و اینجاست که</summary>
        <content type="html" xml:base="http://istdp.mihanblog.com/post/27"><![CDATA[<P align=justify><FONT size=3 face="georgia,times new roman,times,serif">خودافشاگری که می تواند منجر به رهایی از علائم نوروز شود از نوع ناخودآگاه است. اگر چیزی را که می دانیم و بدان آگاه هستیم را&nbsp;افشا نکنیم (در حضور درمانگر) یک نوع دفاع در برابر نزدیکی انجام داده ایم. منظور از خودافشاگری اصیل و اثر بخش، افشا کردن مواد موجود در ناهشیار است که به سادگی نمی توانیم به آن دست پیدا کنیم و تنها در فرایندهای عمیق ارتباط درمانی قابل دسترس هستند. بنابراین پیش از خودافشاگری، خودآگاهی امری ضروری است. خودآگاهی نیز نیازمند شناسایی دفاع ها و از میان برداشتن آنهاست و اینجاست که عشق آسان نمود اول ولی ... . دشواری رواندرمانی پویشی برای بیماران در همین جا است و صد البته رهایی غیر قابل وصف پس از این فرایند، که فقط تجربه کردنی است نه شنیدنی.</FONT></P>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>خود افشاگری</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://istdp.mihanblog.com/post/13"/>
        <published>2011-09-30T03:18:35+01:00</published>
        <updated>2011-09-30T03:18:35+01:00</updated>
        <id>tag:http://istdp.mihanblog.com/post/13</id>
        <author>
            <name>دکتر داود  معنوی پور</name>
        </author>
        <summary>افشاگری یکی از کلیدهای اصلی در فرایند رواندرمانی پویشی است. فردی که می تواند آنچه درونش است را با شهامت به آگاهی و هشیاری بیاورد و افشا نماید گامی مهم در خودشناسی برداشته است. بیان آنچه که ناگفتنی است... . &amp;nbsp;مردان بزرگ عرصه خودساختگی به این صفت مزین بوده اند. زندگی نامه گاندی و فروید را باید خواند.</summary>
        <content type="html" xml:base="http://istdp.mihanblog.com/post/13"><![CDATA[<P align=justify><FONT size=3 face=verdana,arial,helvetica,sans-serif>افشاگری یکی از کلیدهای اصلی در فرایند رواندرمانی پویشی است. فردی که می تواند آنچه درونش است را با شهامت به آگاهی و هشیاری بیاورد و افشا نماید گامی مهم در خودشناسی برداشته است. بیان آنچه که ناگفتنی است... . &nbsp;مردان بزرگ عرصه خودساختگی به این صفت مزین بوده اند. زندگی نامه گاندی و فروید را باید خواند.</FONT></P>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>ISTDP </title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://istdp.mihanblog.com/post/12"/>
        <published>2011-09-06T02:16:11+01:00</published>
        <updated>2011-09-06T02:16:11+01:00</updated>
        <id>tag:http://istdp.mihanblog.com/post/12</id>
        <author>
            <name>سمانه  ایجی</name>
        </author>
        <summary>






روان
درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP) شکل بسیار ویژه و بی همتا از درمان روانی است .



این روش
درمانگری پویشی را دانشمند ایرانی ، حبیب دوانلو ، طراحی کرده که در آن ، روش بلند
مدت ، کم اثر ، سازمان نیافته و نامشخص تحلیل روانی به یک روش کوتاه مدت، اثر بخش،
سازمان یافته و روشن تبدیل شده است (قربانی1387). که موجب تسهیل حل و فصل سریع طیف
گسترده ای از اختلالات احساسی می شود. مداخلات ISTDP به طور خاص برای برطرف کردن اضطراب ،افسردگی ،
اختلالات شخصیت ، مشکلات ارتباطی ، شکایا</summary>
        <content type="html" xml:base="http://istdp.mihanblog.com/post/12"><![CDATA[






<br><br><p dir="RTL" style="text-align: center; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><font size="2">روان
درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت (<span dir="LTR">ISTDP</span>) شکل بسیار ویژه و بی همتا از درمان روانی است .</font></p>



<p dir="RTL" style="text-align: justify; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><font size="2">این روش
درمانگری پویشی را دانشمند ایرانی ، حبیب دوانلو ، طراحی کرده که در آن ، روش بلند
مدت ، کم اثر ، سازمان نیافته و نامشخص تحلیل روانی به یک روش کوتاه مدت، اثر بخش،
سازمان یافته و روشن تبدیل شده است (قربانی1387). که موجب تسهیل حل و فصل سریع طیف
گسترده ای از اختلالات احساسی می شود. مداخلات <span dir="LTR">ISTDP</span> به طور خاص برای برطرف کردن اضطراب ،افسردگی ،
اختلالات شخصیت ، مشکلات ارتباطی ، شکایات جسمانی که نتیجه ی واکنش به استرس های
احساسی می باشد( مثل سردرد) و همچینین الگوهای رفتاری مخرب طراحی شده است.<span dir="LTR">ISTDP&nbsp;</span>&nbsp; بر این باور است که مشکلات میان فردی و یا آسیب
های روانی ریشه در دوران کودکی و دلبستگی های اولیه دارد.</font></p>

<p dir="RTL" style="text-align: justify; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><font size="2">هدف مهم
در <span dir="LTR">ISTDP</span> کمک به بیماران برای غلبه بر مقاومت درونی آنها در مقابل تجربه ی
احساسات واقعی خود در گذشته و حال<span>&nbsp; </span>می باشد
، احساساتی که سرکوب شده اند زیرا بیش از حد ترسناک یا درد ناک بوده اند.</font></p><font size="2"><br style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></font><p dir="RTL" style="text-align: justify; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><font size="2">&nbsp;</font></p>

<br>













]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>تجربه رواندرمانی</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://istdp.mihanblog.com/post/7"/>
        <published>2011-08-24T14:06:40+01:00</published>
        <updated>2011-08-24T14:06:40+01:00</updated>
        <id>tag:http://istdp.mihanblog.com/post/7</id>
        <author>
            <name>دکتر داود  معنوی پور</name>
        </author>
        <summary>قبول این باور عمومی که روانشناسی در ایران مورد پذیرش مردم نیست برایم دشوار است و معتقدم که این مکانیسم دفاعی دلیل تراشی از سوی روانشناسانی است که در کاهش درد بیمارانشان ناتوانند. سر زدن به مراکز مشاوره در گوشه کنار این دیار... . بیماران مشتاقانه برای درمان نزد روانشناسان می روند و در چند جلسه اول حرف های مختلفی می زنند و زمان خود را سپری می کنند. از آنجا که حرف زدن مکانیسم دفاعی است برای گریز از تجربه درد (اگر دقت کنیم برخی نوروزها تمایل فراوانی برای حرف زدن دارند) و همچون سایر مکانیسم های دفاعی</summary>
        <content type="html" xml:base="http://istdp.mihanblog.com/post/7"><![CDATA[<P align=justify><FONT size=3 face=verdana,arial,helvetica,sans-serif>قبول این باور عمومی که روانشناسی در ایران مورد پذیرش مردم نیست برایم دشوار است و معتقدم که این <STRONG>مکانیسم دفاعی دلیل تراشی</STRONG> از سوی روانشناسانی است که در کاهش درد بیمارانشان ناتوانند. سر زدن به مراکز مشاوره در گوشه کنار این دیار... . بیماران مشتاقانه برای درمان نزد روانشناسان می روند و در چند جلسه اول حرف های مختلفی می زنند و زمان خود را سپری می کنند. از آنجا که حرف زدن مکانیسم دفاعی است برای گریز از تجربه درد (اگر دقت کنیم برخی نوروزها تمایل فراوانی برای حرف زدن دارند) و همچون سایر مکانیسم های دفاعی اثرهای موقتی بر کاهش درد&nbsp;بیمار دارد، هم بیمار و هم روانشناس تصور می کنند که در این چند جلسه اتفاق هایی افتاده که نامش درمان است!&nbsp;این بیماران جلسه های دوم و سوم را با این جمله بسیار شایع&nbsp; که الان چند روزی است که بهتر شده ام آغاز می کنند! جلسه بعد هم بیمار می گوید خوب من تا حالا همش حرف زدم اما امروز آمدم که شما بگویید من چه کار کنم!</FONT></P>
<P align=justify><FONT size=3 face=Verdana>یکی از جاذبه های ISTDP (رواندرمانی پویشی فشره کوتاه مدت) از همین جا آغاز می شود. شناسایی دفاع پرحرفی و سد کردن آن با هدف تمرکز بیمار بر مشکل اصلی. این تکنیک برای بیمارانی که تجربه روانشناسان با سایر سبک های درمانی را دارند کارسازتر است و پیمان درمانی را در آنها فرامی خواند. پس بدانیم که تجربه رواندرمانی با ملاقات کردن با یک روانشناس (<STRONG>گپ زدن روشنفکرانه</STRONG>) یکسان نیستند.ISTDP تمام گپ های روشنفکرانه را به چالش می کشد و ناکارآمدی آنها را از حساب رواندرمانی متمایز می سازد.</FONT></P>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>حبیب دوانلو</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://istdp.mihanblog.com/post/5"/>
        <published>2011-08-21T13:59:34+01:00</published>
        <updated>2011-08-21T13:59:34+01:00</updated>
        <id>tag:http://istdp.mihanblog.com/post/5</id>
        <author>
            <name>دکتر داود  معنوی پور</name>
        </author>
        <summary>معرفی حبیب دوانلو نیازمند هیچ پیشوندی نیست، مثل زیگموند فروید. کسی فروید را دکتر فروید خطاب نمی کند زیرا نامش گویای&amp;nbsp;کاملی از اوست. حبیب دوانلو نیز مانند فروید و بسیاری از بزرگان عرصه اندیشه نیازی به پیشوند ندارد. درباره دوانلو به فارسی نمی توان مطالب چندانی یافت اما وقتی نام او را به انگلیسی جستجو کنیم او را زیاد خواهیم یافت. پرآوازه ترین ایرانی در عالم رواندرمانی شاید گویای عظمت او نباشد اما برای ما ایرانیان معانی فراوانی می تواند داشته باشد. از دوستان عزیزی که با آموزش در مکتب دوانلو او ر</summary>
        <content type="html" xml:base="http://istdp.mihanblog.com/post/5"><![CDATA[<P align=justify><FONT size=3 face=verdana,arial,helvetica,sans-serif>معرفی حبیب دوانلو نیازمند هیچ پیشوندی نیست، مثل زیگموند فروید. کسی فروید را دکتر فروید خطاب نمی کند زیرا نامش گویای&nbsp;کاملی از اوست. حبیب دوانلو نیز مانند فروید و بسیاری از بزرگان عرصه اندیشه نیازی به پیشوند ندارد. درباره دوانلو به فارسی نمی توان مطالب چندانی یافت اما وقتی نام او را به انگلیسی جستجو کنیم او را زیاد خواهیم یافت. پرآوازه ترین ایرانی در عالم رواندرمانی شاید گویای عظمت او نباشد اما برای ما ایرانیان معانی فراوانی می تواند داشته باشد. از دوستان عزیزی که با آموزش در مکتب دوانلو او را در ایران معرفی کردند نیز افراد زیادی را نمی توان یافت و شاید دکتر قربانی را بتوان در این راه موفق تر قلمداد کرد. به راستی چرا ما روانشناسان ایرانی به این پدیده عالم رواندرمانگری نمی بالیم و یادی و نامی از او را در هیچ محفل رسمی و غیر رسمی خود نمی آوریم؟ مگر نه این است که&nbsp;او پدیده ای نوظهور در عالم معاصر روانشناسی دنیا است؟ مگر مراکز متعددی در&nbsp;گوشه و کنار دنیا با افتخار نام و یاد و مدل درمانی او را فریاد نمی زنند؟ چرا ما در این راه قدمی برنداریم. این وبلاگ با همین هدف فعالیت می کند تا او و مدل درمانی اش را معرفی کند. این همه بیمار ایرانی چرا نباید از موثرترین درمان روانشناختی بهره مند شوند.&nbsp;من خود را نوآموزی در مکتب دوانلو می دانم و تلاش می کنم با فراگیری آن دردی از دردها افراد نوروز بردارم. تجربه اثرات شگرف این درمان چنان خیره کننده است که نمی توان حتی به تعمد آن را ندید. امیدوارم با گسترش این درمانگری در ایران ناامیدی غالب بیماران از روانشناسان به امیدی رهایی بخش تبدیل شود.</FONT></P>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>مراجع یا بیمار؟</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://istdp.mihanblog.com/post/3"/>
        <published>2011-08-21T13:29:18+01:00</published>
        <updated>2011-08-21T13:29:18+01:00</updated>
        <id>tag:http://istdp.mihanblog.com/post/3</id>
        <author>
            <name>دکتر داود  معنوی پور</name>
        </author>
        <summary>زمانی که پایان نامه دوره لیسانسم را با شیفتگی تمام درباره درمانجو مداری راجرز می نوشتم احساس خوبی داشتم و نگاه انسانگرایانه راجرز را جذاب می دانستم. در دوران تحصیلم نیز همیشه از استادانم با تاکید فراوان شنیده ام: کسانی که به روانشناس مراجعه می کنند، مراجع هستند نه بیمار! تا مدتها من نیز به رسم استادانم مراجع را واژه مناسبی می دانستم و به کار می بردم. اما مدتی است در این دو واژه متمرکز شده ام و اگرچه شاید در نگاه اول اهمیتی نداشته باشد که کدام را به کار ببریم اما تامل در آن نکته های قابل توجهی دا</summary>
        <content type="html" xml:base="http://istdp.mihanblog.com/post/3"><![CDATA[<P align=justify><FONT size=3 face="georgia,times new roman,times,serif">زمانی که پایان نامه دوره لیسانسم را با شیفتگی تمام درباره درمانجو مداری راجرز می نوشتم احساس خوبی داشتم و نگاه انسانگرایانه راجرز را جذاب می دانستم. در دوران تحصیلم نیز همیشه از استادانم با تاکید فراوان شنیده ام: کسانی که به روانشناس مراجعه می کنند، <STRONG>مراجع</STRONG> هستند نه <STRONG>بیمار</STRONG>! تا مدتها من نیز به رسم استادانم مراجع را واژه مناسبی می دانستم و به کار می بردم. اما مدتی است در این دو واژه متمرکز شده ام و اگرچه شاید در نگاه اول اهمیتی نداشته باشد که کدام را به کار ببریم اما تامل در آن نکته های قابل توجهی دارد. واژه مراجع&nbsp;فاقد مسئولیت است و به کسی اشاره می کند که به جایی مراجعه کرده است و در طلب حقوقی است که برای خود قائل است دقیقا شبیه مراجعین به اداره هاو... و به همین دلیل هم غالب&nbsp;مراجعین انتظار نسخه آماده و بی دردسر برای&nbsp;حل مشکلاتشان را از روانشناس دارند و با این مکانیسم بازی هایی را با روانشناسان شروع می کنند که نهایتا درمانگر تبدیل به والدی می شود و ... اما بیمار چیزهایی دارد که نمی خواهد داشته باشد و همین نشانگر انگیزه لازم برای تحمل رنج درمان است. مراجع از مراجعه کردن به روانشناس انتظاراتی دارد و می خواهد به حرف هایش گوش بدهند و در اغلب موارد تاییدش کنند اما بیمار آماده است که روانشناس با دست گذاشتن بر زخم هایش آنها را بهتر بشناسد و آنها را التیام بخشد و آگاه است که این کار دردناک را باید تحمل کند تا بهبود یابد. مراجع مکانیسم های دفاعی اش را با خود به جلسه درمان می آورد اما بیمار علاوه بر دفاع هایش، پیمان درمانیش را نیز به همراه&nbsp;خود دارد. به کار بردن واژه بیمار مسئولیت درمان را نیز بر روانشناس تحمیل می کند. اکنون ترجیح می دهم از واژه بیمار استفاده کنم تا با این پذیرش، هم مسئولیت خودم و هم مسئولیت بیمار در فرایند دشوار درمان را مشخص کنم.&nbsp;&nbsp;</FONT></P>]]></content>
    </entry>
</feed>

