تبلیغات
روان درمانی پویشی کوتاه مدت
صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
روان درمانی پویشی کوتاه مدت
Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy
دکتر داود معنوی پور سه شنبه 19 مهر 1390 نظرات ()

خودافشاگری که می تواند منجر به رهایی از علائم نوروز شود از نوع ناخودآگاه است. اگر چیزی را که می دانیم و بدان آگاه هستیم را افشا نکنیم (در حضور درمانگر) یک نوع دفاع در برابر نزدیکی انجام داده ایم. منظور از خودافشاگری اصیل و اثر بخش، افشا کردن مواد موجود در ناهشیار است که به سادگی نمی توانیم به آن دست پیدا کنیم و تنها در فرایندهای عمیق ارتباط درمانی قابل دسترس هستند. بنابراین پیش از خودافشاگری، خودآگاهی امری ضروری است. خودآگاهی نیز نیازمند شناسایی دفاع ها و از میان برداشتن آنهاست و اینجاست که عشق آسان نمود اول ولی ... . دشواری رواندرمانی پویشی برای بیماران در همین جا است و صد البته رهایی غیر قابل وصف پس از این فرایند، که فقط تجربه کردنی است نه شنیدنی.




دکتر داود معنوی پور جمعه 8 مهر 1390 نظرات ()

افشاگری یکی از کلیدهای اصلی در فرایند رواندرمانی پویشی است. فردی که می تواند آنچه درونش است را با شهامت به آگاهی و هشیاری بیاورد و افشا نماید گامی مهم در خودشناسی برداشته است. بیان آنچه که ناگفتنی است... .  مردان بزرگ عرصه خودساختگی به این صفت مزین بوده اند. زندگی نامه گاندی و فروید را باید خواند.




سمانه ایجی سه شنبه 15 شهریور 1390 نظرات ()


روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP) شکل بسیار ویژه و بی همتا از درمان روانی است .

این روش درمانگری پویشی را دانشمند ایرانی ، حبیب دوانلو ، طراحی کرده که در آن ، روش بلند مدت ، کم اثر ، سازمان نیافته و نامشخص تحلیل روانی به یک روش کوتاه مدت، اثر بخش، سازمان یافته و روشن تبدیل شده است (قربانی1387). که موجب تسهیل حل و فصل سریع طیف گسترده ای از اختلالات احساسی می شود. مداخلات ISTDP به طور خاص برای برطرف کردن اضطراب ،افسردگی ، اختلالات شخصیت ، مشکلات ارتباطی ، شکایات جسمانی که نتیجه ی واکنش به استرس های احساسی می باشد( مثل سردرد) و همچینین الگوهای رفتاری مخرب طراحی شده است.ISTDP   بر این باور است که مشکلات میان فردی و یا آسیب های روانی ریشه در دوران کودکی و دلبستگی های اولیه دارد.

هدف مهم در ISTDP کمک به بیماران برای غلبه بر مقاومت درونی آنها در مقابل تجربه ی احساسات واقعی خود در گذشته و حال  می باشد ، احساساتی که سرکوب شده اند زیرا بیش از حد ترسناک یا درد ناک بوده اند.


 




ادامه مطلب
دکتر داود معنوی پور چهارشنبه 2 شهریور 1390 نظرات ()

قبول این باور عمومی که روانشناسی در ایران مورد پذیرش مردم نیست برایم دشوار است و معتقدم که این مکانیسم دفاعی دلیل تراشی از سوی روانشناسانی است که در کاهش درد بیمارانشان ناتوانند. سر زدن به مراکز مشاوره در گوشه کنار این دیار... . بیماران مشتاقانه برای درمان نزد روانشناسان می روند و در چند جلسه اول حرف های مختلفی می زنند و زمان خود را سپری می کنند. از آنجا که حرف زدن مکانیسم دفاعی است برای گریز از تجربه درد (اگر دقت کنیم برخی نوروزها تمایل فراوانی برای حرف زدن دارند) و همچون سایر مکانیسم های دفاعی اثرهای موقتی بر کاهش درد بیمار دارد، هم بیمار و هم روانشناس تصور می کنند که در این چند جلسه اتفاق هایی افتاده که نامش درمان است! این بیماران جلسه های دوم و سوم را با این جمله بسیار شایع  که الان چند روزی است که بهتر شده ام آغاز می کنند! جلسه بعد هم بیمار می گوید خوب من تا حالا همش حرف زدم اما امروز آمدم که شما بگویید من چه کار کنم!

یکی از جاذبه های ISTDP (رواندرمانی پویشی فشره کوتاه مدت) از همین جا آغاز می شود. شناسایی دفاع پرحرفی و سد کردن آن با هدف تمرکز بیمار بر مشکل اصلی. این تکنیک برای بیمارانی که تجربه روانشناسان با سایر سبک های درمانی را دارند کارسازتر است و پیمان درمانی را در آنها فرامی خواند. پس بدانیم که تجربه رواندرمانی با ملاقات کردن با یک روانشناس (گپ زدن روشنفکرانه) یکسان نیستند.ISTDP تمام گپ های روشنفکرانه را به چالش می کشد و ناکارآمدی آنها را از حساب رواندرمانی متمایز می سازد.




دکتر داود معنوی پور یکشنبه 30 مرداد 1390 نظرات ()

معرفی حبیب دوانلو نیازمند هیچ پیشوندی نیست، مثل زیگموند فروید. کسی فروید را دکتر فروید خطاب نمی کند زیرا نامش گویای کاملی از اوست. حبیب دوانلو نیز مانند فروید و بسیاری از بزرگان عرصه اندیشه نیازی به پیشوند ندارد. درباره دوانلو به فارسی نمی توان مطالب چندانی یافت اما وقتی نام او را به انگلیسی جستجو کنیم او را زیاد خواهیم یافت. پرآوازه ترین ایرانی در عالم رواندرمانی شاید گویای عظمت او نباشد اما برای ما ایرانیان معانی فراوانی می تواند داشته باشد. از دوستان عزیزی که با آموزش در مکتب دوانلو او را در ایران معرفی کردند نیز افراد زیادی را نمی توان یافت و شاید دکتر قربانی را بتوان در این راه موفق تر قلمداد کرد. به راستی چرا ما روانشناسان ایرانی به این پدیده عالم رواندرمانگری نمی بالیم و یادی و نامی از او را در هیچ محفل رسمی و غیر رسمی خود نمی آوریم؟ مگر نه این است که او پدیده ای نوظهور در عالم معاصر روانشناسی دنیا است؟ مگر مراکز متعددی در گوشه و کنار دنیا با افتخار نام و یاد و مدل درمانی او را فریاد نمی زنند؟ چرا ما در این راه قدمی برنداریم. این وبلاگ با همین هدف فعالیت می کند تا او و مدل درمانی اش را معرفی کند. این همه بیمار ایرانی چرا نباید از موثرترین درمان روانشناختی بهره مند شوند. من خود را نوآموزی در مکتب دوانلو می دانم و تلاش می کنم با فراگیری آن دردی از دردها افراد نوروز بردارم. تجربه اثرات شگرف این درمان چنان خیره کننده است که نمی توان حتی به تعمد آن را ندید. امیدوارم با گسترش این درمانگری در ایران ناامیدی غالب بیماران از روانشناسان به امیدی رهایی بخش تبدیل شود.




دکتر داود معنوی پور یکشنبه 30 مرداد 1390 نظرات ()

زمانی که پایان نامه دوره لیسانسم را با شیفتگی تمام درباره درمانجو مداری راجرز می نوشتم احساس خوبی داشتم و نگاه انسانگرایانه راجرز را جذاب می دانستم. در دوران تحصیلم نیز همیشه از استادانم با تاکید فراوان شنیده ام: کسانی که به روانشناس مراجعه می کنند، مراجع هستند نه بیمار! تا مدتها من نیز به رسم استادانم مراجع را واژه مناسبی می دانستم و به کار می بردم. اما مدتی است در این دو واژه متمرکز شده ام و اگرچه شاید در نگاه اول اهمیتی نداشته باشد که کدام را به کار ببریم اما تامل در آن نکته های قابل توجهی دارد. واژه مراجع فاقد مسئولیت است و به کسی اشاره می کند که به جایی مراجعه کرده است و در طلب حقوقی است که برای خود قائل است دقیقا شبیه مراجعین به اداره هاو... و به همین دلیل هم غالب مراجعین انتظار نسخه آماده و بی دردسر برای حل مشکلاتشان را از روانشناس دارند و با این مکانیسم بازی هایی را با روانشناسان شروع می کنند که نهایتا درمانگر تبدیل به والدی می شود و ... اما بیمار چیزهایی دارد که نمی خواهد داشته باشد و همین نشانگر انگیزه لازم برای تحمل رنج درمان است. مراجع از مراجعه کردن به روانشناس انتظاراتی دارد و می خواهد به حرف هایش گوش بدهند و در اغلب موارد تاییدش کنند اما بیمار آماده است که روانشناس با دست گذاشتن بر زخم هایش آنها را بهتر بشناسد و آنها را التیام بخشد و آگاه است که این کار دردناک را باید تحمل کند تا بهبود یابد. مراجع مکانیسم های دفاعی اش را با خود به جلسه درمان می آورد اما بیمار علاوه بر دفاع هایش، پیمان درمانیش را نیز به همراه خود دارد. به کار بردن واژه بیمار مسئولیت درمان را نیز بر روانشناس تحمیل می کند. اکنون ترجیح می دهم از واژه بیمار استفاده کنم تا با این پذیرش، هم مسئولیت خودم و هم مسئولیت بیمار در فرایند دشوار درمان را مشخص کنم.  




(تعداد کل صفحات:2)      [ 1 ]   [ 2 ]  
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

عکس

قالب وبلاگ

انجمن آلامتو

قالب میهن بلاگ

تعبیر خواب

سرگرمی